چگونه میتوان به یک چتر ملی دست یافت؟

چگونه میتوان به یک چتر ملی دست یافت؟
در یک کشور پر از درد به دنبال یک ارکستر یک صدا، افغانستان پر از درد ها و رنج ها باید به اجماع ملی برای شگوفائی خودش برسد. در مقابل رسیدن به این باید که یک امر حتمی است سؤال چگونه میتوان به اجماع ملی دست یافت قرار میگیرد. جواب برای این سؤال مشکل است اما ناممکن نیست. چندی قبل که مباحثات پیرامون موضوعات مختلف برای رسیدن به یک اجماع ملی داشتیم یکی از سؤالات کلیدی شکل دهنده این بحث ها همین سؤال بود؛ چگونه میتوان به یک شبکه یا چتر ملی دست یافت؟ این سؤال مهم ترین سوالیست که باید کلیدی ترین جواب را برای آن دریافت و ارائه نمود.
همانطوریکه ذکر شد افغانستان پر از دردها و رنج هاست، هر کسی مشکلی دارد، هرفرد به نحوی از انحا از ناحیۀ متضرر است و رنج میبرد. بزرگترین مثال این مشکلات؛ موضوعات همه شمول ایست که در همه حال هر فرد افغان از آن رنج میبرد؛ این موضوعات خوشبختانه در استراتیژی انکشاف ملی افغانستان نیز انعکاس یافته است. موضوع تساوی جنسیت، رشد ظرفیت، امنیت و تأمین صلح، همکاری های منطقوی، موضوع مواد مخدر، موضوع فساد اداری و امثال آن از جمله مشکلات سرتاسری مردم است که همه افغانها را تحت تاثیر خود قرار داده است. این مشکلات به اندازۀ فر اگیر اند که مردم افغانستان در هر سطح زنده گی که قرار داشته باشد دور از گزند این اظلام خود روا داشته، برادر روا داشته و یا هم همسایه روا داشته نیستند. اگر فقیر است یا پول دار، کارگر است یا بیکار، اگر رهبر است یا رعیت، اگر ملا است یا بیسواد و یا هر کسی دیگر این مشکلات همه را در قبضه خود گرفته و زنده گی ما را به تاریکی و ظلمت کشانده است.
برای وضاحت موضوع طور مؤجز مثال میاورم. مشکل روابط منطقوی افغانستان همۀ جامعه ما را تحت تاثیر خود قرارداده، بطور مثال عدم موجودیت روابط ثابت افغانستان با کشور های منطقه باعث از دست دادن ثبات اقتصادی در بازارها که همه اتباع افغانستان با بازار اقتصاد در ارتباط اند گردیده است، و این ارتباط شان باعث میگردد تا از عدم ثبات بازار اقتصادی متضرر گردند. همین طور فساد اداری و یا هم موضوع مواد مخدر، این موضوعات با وجود شان در جامعه تمام طبقات و فرد فرد کشور را تحت تاثیر خود قرار داده و برعلاوۀ مشکل ساز بودن آن؛ فساد اداری خود یک ضرورت جدید را ایجاد میکند و آن اینکه مردم مجبوراً بسوی قوم گرائی و گروپ سازی بروند تا از این طریق بتوانند به نیازهای خود پاسخ بگویند و کارهایشان را به زور واسطه و شناخت پیش ببرند، که این امر خود نوعی از فساد دیگری را ایجاد میکند که در مقابل فساد موجود در ادارات از طرف مردم ایجاد میگردد. در حالیکه ما گزینه های بهتری را نیز میتوانیم بکار بریم. مشکلات در افغانستان بسیار زیاد است اگر قرار باشد ما از مشکلات افغانستان حکایتی همه جانبه و کلی داشته باشیم شاید اول نتوانیم این همه مشکلات را انعکاس دهیم و اگر این کار را انجام دهیم که انسان به توکل خداوند ج قادر به هر کاری است، یک کتاب عظیمی را خواهیم داشت که حجم آن را نمی توان تصور کرد.
یکی از پیشنهاد ها برای شگوفائی افغانستان و بیرون رفتن ملت افغان از ظلمت و تاریکی و حالت تجربه کردن مشکلات که روز به روز شدت می یابد، سوق دادن افغانستان بسوی یک اجماع ملی که همه مردم و اقشار جامعه بتوانند در آن جایگاه خود را دریابند و به کلیدی بودن اجماع ملی برای پاسخ گفتن به این سیل مشکلات باور کنند، است. این طرح ملی که همه شمولی و بسیج ملی را نهره میزند نمی تواند با چند طراح و یا چند دانشمند خلاصه شود بلکه به یک حرکت همه شمول ضرورت دارد و ضرورت است همه برای آن فکر کنند و برای ریشه دوانیدن یک اندیشه ملی و دیدگاه افغانی در سراسر کشور راه های عملی را پیشنهاد نموده و این پروسه را هدایت کنند.
و این که چگونه میتوان به اجماع ملی دست یافت سؤالیست که هر فرد ملت باید پاسخی برای آن یابد تا پاسخ ملی را برای آن شکل دهیم. پاسخ من برای این سؤال که چگونه میتوان به یک چتر، بسیج و اجماع ملی رسید این است که ما از این راه به اجماع و اتفاق ملی رسیده میتوانیم که به ضروریات مردم در همه ابعاد پاسخ دهیم، این پاسخ باید مردمی باشد و تمام متغیرهای سنی، جنسیتی، قومی، لسانی، نژادی، ذهنیتی و امثال آن در این روند در نظر گرفته شود. پاسخ گفتن هر ضرورت حقه با یک روش قانونی و حقانی فضایی مثبت گرائی و حق گرائی را ایجاد میکند و این حالت خود موجد پدیده های حقانی و قانونی میگردد. در حالیکه هر پاسخ دهی با روش غیر قانونی، غیر منطقی و غیر حقانی یک فضای بی باوری و انزجار را ایجاد میکند که این فضا خود بوجود آورنده پدیده های منفی اند. از اینجانست که هر پاسخ حقه مؤجد پدیده های حقانی و هر پاسخ غیر حقه و غیر قانونمند باعث بوجود آوردن پدیده های غیر قانونی میگردد.
بلی پاسخ به این سؤال که چگونه میتوان به یک چتر ملی دست یافت اینست که ما زمانی به این چتر ملی تحت هر عنوان که باشد دست می یابیم که ضرورت های جامعه خود را تشخیص و به درست ترین شیوه با در نظرداشت تمام متغییر ها به این ضرورت ها جواب داد. زیرا بدون پاسخ گفتن به درد ها نمی توان در یک کشور پر از درد به دنبال یک ارکستر هم صدا و تک صدا بود. امکانیت این کار مثل آن است که ما در یک شفاخانه که مریضان همه از درد و ناله خود میگویند بخواهیم تا همه گفته هایشان را کنار بگذارند و تنها شعر دل ما را زمزمه کنند و آهنگ آرکستر خیال ما را بخوانند.
نوشته شده بتاریخ 9/9/2013 توسط عمید عبدی
. این مقاله در هفته نامه اجماع ملی نیز به نشر رسیده است.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: